من عاشقم:عاشق دلتنگی
سرگردان

نمی دانم چه باید کرد ؟ نمی دانم چه باید کرد ؟

بمانم یا که بگریزم ، بمانم یا که بگریزم ؟

اگر خواهم بمانم با تو می بازم جوانی را          اگر خواهم که بگریزم چه سازم زندگانی را ؟

                                         

نمی دانم چه باید کرد ؟ نمی دانم چه باید کرد ؟

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦ - ایمان
سرگردان

نمی دانم چه باید کرد ؟ نمی دانم چه باید کرد ؟

 

بمانم یا که بگریزم ، بمانم یا که بگریزم ؟اگر خواهم بمانم با تو می بازم جوانی را

                  

اگر خواهم که بگریزم چه سازم زندگانی را ؟

                                         

نمی دانم چه باید کرد ؟ نمی دانم چه باید کرد ؟

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦ - ایمان
زندگی

بیا برای من بگو که زندگی سراب نیست که زندگی برای تو تجسم 

حباب نیست بیا بگو برای من که زندگی گناه نیست که زندگی فقط همان

شکار یک نگاه نیست بیا بگو که زندگی شهامت است که زندگی

شهامت شنیدن صداقت است....!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦ - ایمان
خواب و بیدار

 

کسی حرف منو انگار نمی فهمه

 

مرده زنده خواب و بیدار نمی فهمه

 

کسی تنهاییم و از من نمی دزده

 

درد ما رو درو دیوار نمی فهمه

 

واسه تنهایی خودم دلم می سوزه

 

قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦ - ایمان
خدای قشنگم

وقتی یک سیبو می اندازی بالا بالا خره بر می گرده پائین ! مگر اینکه اینقدر محکم پرتاب کنی که دوازده هزار و هشتصد متر در ثانیه سرعت بگیره !!! در اینصورت سیبه اگر از گرما بخار نشه !! حتمن از جاذبه زمین فرار می کنه و در فضا رها می شه ...  اینو نگفتم که بگم منم فیزیک بلدم ! یا نیوتن ام ! می خوام بگم که اگر بخوام از دست این همه نیروی باز دارنده (که منو از رسیدن به اهدافم ، آرزوهام و همه چیز های خوبی که می خوام باز می داره  )، فرار کنم باید به اندازه ی کافی سرعت بگیرم ... سرعت اولیم زیاد باشه ... تا بتونم از دست جاذبه ، از دست سکون رها بشم ...بار ها پریدم اما چون خوب دور خیز نکردم ...خوردم زمین ...!!

خدای قشنگم ! هزار بار پریدم ... زورم کم بود ... دوباره افتام ! هر بار دستمو گرفتی ... من ول کردم ... اینبار محکم بگیر منو که ول نشم ... منو بکش ... به پاهام ، به دستام قدرت بده که بلند تر بپرم ... که شاید اینبار از شر این سکون خلاص بشم ... که رها بشم ... رها بشم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦ - ایمان
افسوس

در كوچه تنهايي تو را مي خوانم
 

از پشت پنجره هاي بسته تو را مي خوانم

هنگامي كه قاصدك مي آيد با او نام تو را فرياد مي زنم

 با شاپركها در آسمان آبي هم صدا مي شوم

 و با باران نام تو را بر لب جاري مي سازم

و فرياد مي زنم : به كوچه هاي قلبم بازگرد

ولي افسوس صداي من يكي پس از ديگري

در لا به لاي حرفهايت گم مي شود

و باز هم من دوستت دارم ...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٦ - ایمان
شهر عجيب

رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم عشق بازيچه شهر است ولي در ده ما دخترعشق نجيب است بيا برگرديم کرمها دردل هرکوچه اقامت دارند روستا مامن سيب است بيا برگرديم چه حسابيست دراين شهرکه درمبحث جبر جاي بعلاوه، صليب است بيا برگرديم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٦ - ایمان
راه

انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه می‌گذرد،این والاترین راه است. راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان‌ترین راه است. و راه سوم از تجربه می‌گذرد، این تلخ‌ترین راه است

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٦ - ایمان
ارزش

هر چی مهربونتر باشی بيشتر بهت ظلم ميکنن > هرچی صادق تر باشی بيشتر بهت دروغ ميگن > هر چی دلسوزتر باشی بيشتر سرت کلاه ميذارن > هرچی قلبتو آسونتر در اختيار بذاری راحت تر لهش ميکنن > هر چی آرومتر باشی فکر ميکنن آدم ضعيفی هستی > هر چی بيشتر به فکر ديگران باشی بيشتر حقتو ميخورن > هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٦ - ایمان
اي دوست

اي صميمي اي دوست , گاه و بيگاه لب پنجره خاطره ام ميايي . اي قديمي اي خوب , تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم.... آرزويم همه سر سبزي توست

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٦ - ایمان
در تاريکی دلم

در دل خسته ام چه می گذرد ؟

این چه شوری است باز در سر من ؟

باز ، از جان ، من چه می خواهند ؟ 

برگ های سپید دفنر من ؟

***

من به ویرانه های دل ، چون بوم ،

روزگاری است های و هو دارم .

ناله ای  دردناک و روح گداز ،

بر سر گور آرزو ، دارم .

***

بس کنم این سیاه کاری ، بس !

گر چه دل ناله می کند :« بس نیست! »

برگ های سپید دفتر من ،

از شما رو سیاه تر ، کسی نیست !

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٦ - ایمان
نرو از پيشم

اولین عشقم تـــو بودی اخرین عشقم تو بودی

رفتی از من دل گرفتی با گپ مردم نمــــودی

                          درد و اندوهم فزودی در سکوت نیمه شبها

با خودم تنها نشستم نغمه مرگو سرودم

                          کاش هر گز من نبودم کاش هرگز من نبودم

خود بگو با من چه هستی سرکش و مغرور و مستی

                        عشق یعنی نیمه مردن رشتهء هستی بریدن

آه ای عشق باز کجائی از جهان حسن هایی

                           با دل افسرده من ساله شد آشنایی

کاش هرگز من نبودم کاش هرگز من نبودم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٦ - ایمان
منو نگاه کن

پشت ديوار صدا ميكردي، نگو نه

يه جور خوبي به من نگاه ميكردي، نگو نه

                               جاي پاي ما دو تا از تو كوچه پاك نمي شه

كوچه رو از اسمون سيا ميكردي، نگو نه

                               زير بارون ميديدم كه دست تو چتر منه

آخر دوست نداشي بارون به تنم دست بزنه

                            بازي مون بود بازي عروس دامادي، نگو نه

به من انگشتر كاغذي ميدادي، نگو نه

                          تو همون كوچه نه جاي پاي تو مونده نه من

بچه ها ميخوان كه مثل ما عروس داماد بشن

                        اما من دوست ندارم عروسي شون سر بگيره

چون نمي خوام مثل من وقتي بزرگ شدن بگن

                          چه روزهايي،چه روزهاي خوبي داشتيم

كاش اونارو تو كوچه جا نمي ذاشتيم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٦ - ایمان
فراموش

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٦ - ایمان
نا اميد

اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٦ - ایمان
نزديكترين نقطه به قلب

خداوند زن را آفريد خداوند زن را از پهلوي چپ مرد آفريد نه از سر او تا بر او مسلط گردد نه از پاي او تا لگد كوب اميال او گردد بلكه از پهلوي او تا برابر او باشد و از زير بازوي او تا در حمايت او باشد و از نزديكترين نقطه به قلب اوتا محبوب او باشد . شكسپير

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٦ - ایمان
خاطرات

خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش ؛ يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦ - ایمان
دلتنگ

می نویسم (( دیدار )) تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یك به یك فاصله ها را بردار

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦ - ایمان
غمخوار

اگه بهترین دوستم نیستی حداقل بهترین دشمنم باش ، اگه بهترین غمخوارم نیستی لااقل بهترین غمم باش ، هر چی هستی باش فقط بهترین باش ،چون همیشه در خاطرم میمونی . پس در بهترین خاطراتم بهترین باش

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦ - ایمان
گذشتن

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٥ تیر ،۱۳۸٦ - ایمان